داستان ها

رویای فوتبالی

رویای فوتبالی
رویای فوتبالی داد و فریاد اقای حسینی در کلاس پیچید. دانش اموزان  به یکباره به مجید نگاه کردند.  کسی غیر از مجید نمی تونست  رو اعصاب معلما راه بره و حرص آنها را در بیاره....
Read more

کارولین و جادوگر

کارولین و جادوگر
کارولین و جادوگر داستانی بود که تقریبا تمام همکلاسی های کارولین و دانش آموزان  مدرسه قصه ما آن را می دانستند و دهان به دهان آن را به هر دانش آموز تازه واردی به مدرسه تعری...
Read more

با ترست روبرو شو

با ترست روبرو شو
با ترست روبرو شو چارلی از یک طرف از اینکه  موفق شده بود در دوره ی آموزش دریانوردی که به مناسبت عید کریسمس برپا شده بود، شرکت کند خیلی خوشحال بود، اما از طرف دیگر دل مشغول...
Read more

زرافه جوان

زرافه جوان
زرافه جوان جما زرافه ی جوانی بود که از زرافه بودن خودش خوشش نمی آمد و آرزو می کرد که کاش حیوان دیگری می بود. یکبار چشمش به گله گور خران افتاد و آرزو کرد که ای کاش یک گور...
Read more

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس
اعتماد به نفس روزی مار جوان و زیبایی در کنار چشمه ای حمام می کرد.  بعد از انجام شتشو از چشمه بیرون آمد و بر روی صخره ی گرمی دراز کشید و شروع به آرایش خود کرد.  بدنش واقعا...
Read more

آرزوی جیل

آرزوی جیل
آرزوی جیل       آری، اگه قرار باشه که یه آرزویی، بله، فقط یه آرزویی از ما برآورده بشه، چه انتخاب سختی پیش رو خواهیم داشت، اما این انتخاب برای جیل سخت نبود. تنها آرزوی جیل...
Read more

استجابت دعا

استجابت دعا
استجابت دعا دریا سخت توفانی شده بود و کاری از دست کسی ساخته نبود. مسافران کشتی که جمعی از ورزشکانی بودند که برای انجام مسابقه ای می رفتند ناامید شده بودند و کاری از آنها...
Read more

شاهزاده خانم و مار

شاهزاده خانم و مار
شاهزاده خانم و مار – روزی روزگاری شاهزده خانمی در قلعه ی بزرگی که دیوارهای بلند و محکمی داشت، زندگی می کرد. در حقیقت سخت بود که بتوان حدس زد، آیا این قلعه بود که از...
Read more

تافی

تافی
تافی روزی روزگاری توله سگی بود که تافی صدایش می کردند. تافی بازیگوش بود و دوست داشت که تمام روز را  بازی کند. او از هیچ چیزی نمی ترسید. همه او را تافی شجاع صدا می زدند. ا...
Read more

سیل و خوشبختی

سیل و خوشبختی
یکی بود یکی نبود. در یک دهکده کوچک که پر بود از درخت‌های کاج قشنگ و بلند گنجشک‌های زیبا و خوش‌آواز؛ حیوانات فراوان و چند خانواده زندگی می‌کردند که با هم خیلی صمیمی و مهرب...
Read more