سیل و خوشبختی

یکی بود یکی نبود. در یک دهکده کوچک که پر بود از درخت‌های کاج قشنگ و بلند گنجشک‌های زیبا و خوش‌آواز؛ حیوانات فراوان و چند خانواده زندگی می‌کردند که با هم خیلی صمیمی و مهربان بودند. شغل اکثرشان کشاورزی بود و با کشت محصولاتشان امرارمعاش می‌کردند و با خوبی و خوشی زندگی می‌کردند. آن‌ها اطراف خانه‌شان رودخانه‌ها و سیلاب های  زیاد ی جریان داشت. مردم از آب رودخانه ها استفاده می کردند و آب سیلاب ها را نیز در پشت سد جمع می کردند.

 زیر یکی از کاج‌های بلند این دهکده‌ی زیبا خانه‌ای بسیار تمیز و منظم بود که در این خانه سه نفر زندگی می‌کردند. جیم پدر خانه، مری مادر خانه و جک هم تنها فرزند خانه بود که یک دوستان زیادی در اطراف کلبه پیدا کرده بود. مری مادر جک خیلی تمیز و منظم بود و کارش دائم رفت و روب و شستشو بود ولی تا جایی که دیگه داشت خودش و اطرافیانش را با این کاراش اذیت می‌کرد اون هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شد شروع می‌کرد به نظافت خونه و شستن لباس نه یک بار و نه دو بار بلکه چندین بار لباس‌ها را آب می‌کشید و بازهم فکر می‌کرد تمیز نشدن و با این کارها هم خودش را خسته می‌کرد و هم وقت کمی به خانواده می‌گذاشت ، هم همه لباس‌هاشون فرسوده و کهنه‌شده بودند و از آب هم که نگو قبض آبشون که می‌آمد نمی‌شد صفرهاشو شمرد و کلی هم با این کاراش آبو هدر می‌داد و باز هم از تمیزی اون وسیله و لباس‌ها راضی نبود که نبود ، مری خانم بیچاره خودش فهمیده بود که دچار وسواس شدید شده بود ولی از دستش چه‌کاری برمی‌آمد دست خودش که نبود همه‌چیز و همه‌کس رو کثیف می‌دید و اصلاً از وضعیت اطرافش راضی نبود و دائم نق می‌زد ساعت‌ها طول می‌کشید که مری از حمام بیاد بیرون و وقتی هم که می‌اومد آن‌قدر خسته شده بود که از فرط خستگی ساعت‌ها خوابش می‌برد، خلاصه زندگی شده بود واسه آقای جیم و جک کوچولو جهنم ، اونا حق نداشتن هیچ کاری بکنند چرا که بعدش باید ساعت‌ها دست‌وپاها شونو می‌شستن تا مری راضی بشه، جیم دیگه از این وضعیت خسته شده بود و تصمیم گرفت که مری رو پیش یک روانپزشک برده و مشکلش را با آن در میان بگذاره ، مری قبول کرد و این اتفاق افتاد ، پزشک یک مقدار دارو داده بود و کمی از مضرات وسواسی و بیماری‌های ناشی از اون و عواقب بعدی گفته بود ولی هیچ تأثیری روی مری نداشت که نداشت و قضیه همین‌طور ادامه داشت ، بهار بود و دهکده قشنگ اونا خیلی زیبا شده بود باران هم نم نمک هر روز درختارو تمیز می‌کرد و بوی عطر گل‌ها و گیاهان فضای خانه‌ها را پرکرده بود یکی از این شب‌ها بارش باران شدید شده بود، مثل این‌که قطره‌های باران صد برابر شده باشند، می‌بارید و می‌بارید از شدت بارش باران و باد شدیدی که می‌وزید شاخه خیلی از درخت‌ها می‌شکستند ، برگ‌ها از درخت‌ها جدا می‌شدند و به این‌طرف و آن‌طرف پرتاب می‌شدند حتی خیلی از درخت‌های کهنسال از ریشه کنده می‌شدند تمام همسایه‌ها ترسیده بودند و از خانه بیرون نمی‌آمدند ولی کار از این حرف‌ها گذشته بود جک فریاد زد مادر جان ببین از زیر در خانه آب به داخل خانه می‌آید جیم هر چه تلاش کرد نتوانست جلوی آب را بگیرد، بله بچه‌ها آب گل‌آلود و کثیف که در اثر ریزش باران و برخورد با خاک‌های اطراف خانه تشکیل‌شده بود کل خانه و وسایل خانه را در برگرفته بود خانم مری که زن تمیز و وسواسی بود با دیدن این صحنه چندین بار از هوش رفت ولی چه می‌شد کرد اتفاق افتاده بود و از دست کسی کاری بر نمی‌آمد در و دیوار خانه گلی شده بود خانه را آب گرفته بود و ۰۰۰۰ جیم از طرفی ناراحت وضعیت اسفناکی بود که که اتفاق افتاده بود و از طرفی هم از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید و خوشحال بود از اینکه این وضعیت شاید بتواند کمکی به درمان وسواس مری بکند، مری آستین‌ها را بالا زده بود و از لای گل‌ولای وسایل آشپزخانه را بیرون می‌کشید صبح روز بعد وقتی جک چشم‌هایش را باز کرد ، دیگر از باران خبری نبود و آب داخل خانه تا حدودی خشک‌شده بود ولی خانه گل خالی بود و همه‌چیز کثیف و بی‌نظم، مادر را دید که روی صندلی چوبی گل‌آلودی که خار و خاشاک آن را گرفته بود خوابش برده و پدر هم روی تکه چوبی نشسته و خمیازه می‌کشد ، در اثر این اتفاق لوله آب خانه ترکیده بود و حتی نمی‌شد حمام کرد و لباس‌هایمان را عوض کنیم این وضعیت چند روزی ادامه داشت تا اینکه کم کم به کمک هم و به کمک همسایه‌ها توانستیم از این سیل نجات پیدا کنیم چند روز گذشت ما توانستیم خانه را مثل روز اولش مرتب و خشک کنیم، اتفاق جالبی افتاده بود این دو هفته مادر را ازاین‌رو به آن رو کرده بود مواجه‌شدن اوبا کلی گل‌ولای و کثافت وسواس را از او گرفته بود و دیگر مثل سابق حساس نبود و خیلی راحت با مسائل اطراف کنار می‌آمد و من پدرم از این مسأله بسیار خوشحال بودیم و همه اینها را مدیون باران رحمت خداوند و سیلی بودیم که خانه مان را ویران کرد ولی مادرمان را از وسواسی رها ساخت.

 

About The Author

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *